السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

109

مقدمه نقض و تعليقات آن

حقيقت امر بوده است و همچنين است حال پنج مورد ديگر كه نام شيخ مذكور در آن موارد ذكر شده است ( رجوع شود بص 160 - 162 ) . 2 - احتمالى كه مرحوم آقا رضى ( ره ) در ضيافة الاخوان داده است كه قتل شيخ مذكور بدست ملاحده بوده بىمورد است . اينكه در ( ص 108 - 110 ) گفته : « اما خواجه ابو تراب دوريستى رحمه اللّه پسر خواجه حسن بوده و خواجه حسن پسر شيخ جعفر دوريستى معروف و مشهور در فنون علوم مصنف كتب و راوى اخبار بسيار ( تا آنكه گفته ) و اين خواجه حسن كه پدر ابو تراب است با نظام الملك حق خدمت و صحبت و الفت داشته و در حق او مدائح گفته و شتامى و لعانى نكرده است و بشتامى و لعانى چون موسوم باشد آن را كه قصيده‌ها باشد در فضائل صحابهء كبار و از آن يكى اين است كه تخلص كرده بمدح خواجه نظام الملك رحمة اللّه عليه ( تا آخر آنچه گفته » . باخرزى در دمية القصر تحت عنوان « القسم الرابع فى شعراء الرى و الجبال و اصفهان و فارس و كرمان » گفته : « الحسن بن جعفر بن محمد الفارسى مدح الصاحب نظام الملك بقصيدهء اخترت منها قوله فيها : أحيا البلاد بعدله و أسامهم * من ظله فى الروح و الريحان و بنى القباب بارض فارس مغرما * بحماية اللاجى و فك العانى فالناس فى أمن بعز ظلاله * و الشاة فى ورد مع السرحان و لحب دين اللّه يكرم أهله * و يخصم بالعدل و الاحسان نگارنده گويد : مصنف ( ره ) در دو مورد ديگر نيز از كتاب نقض ( يكى ضمن ذكر معاريف شعراى شيعه ؛ ص 251 ، و ديگرى ضمن بحث از اينكه اعمال مخالفان مذهب اثنا عشرى مقبول نيست ؛ ص 261 ) نام او را برده و در هر مورد دو بيت از اشعار او نقل كرده است فراجع ان شئت ( و بترجمهء حال سائر معاريف اين خاندان در ذيل صفحهء 109 اشارت كرده‌ايم ) . اينكه در ص 38 گفته : « كه شيخ حسين بن منصور حلاج روزى بر شيرى سهمگين غضوب نشسته بود و اژدهائى را در دست گرفته بود زنده » . زكريا بن محمد قزوينى در آثار البلاد تحت عنوان « بيضاء » گفته : « ينسب اليها الحسين بن منصور الحلاج صاحب الآيات و العجائب ؛ فمن المشهور انه كان يركب الاسد و يتخذ الحية سوطا ؛ ( الى آخر ما قال ) » . نظير اينست آنچه ملاى رومى در دفتر ششم مثنوى تحت عنوان « حكايت مريد شيخ حسن خرقانى » نظم كرده است كه : رفت درويشى ز شهر طالقان * بهر صيت بو الحسين خارقان